شادى نفيسى
48
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
الف - جلوهگر شدن مباحث سياسى در تفسير در ايران قرن سيزدهم نيز همچون ديگر كشورهاى اسلامى ، سياست عميقا با دين پيوند خورده بود . لذا از به دو ورود عقايد نوين سياسى به جامعهء ايران ، تلاش براى تطبيق آن با مبانى اسلام آغاز شد ، كوششى كه با حضور فعال و بىسابقهء علما « 1 » در پيشاپيش طرفداران مشروطه به اوج خود رسيد . شركت علما در اين اقدام ، سرنوشتساز بود . در اهميت آن همين بس كه كسروى مخالف دين ، ائتلاف دو روحانى ، يعنى سيد عبد اللّه بهبهانى با سيد محمد طباطبائى را طليعهء انقلاب مشروطيت مىخواند . « 2 » كتاب تنبيه الامة ميرزاى نائينى كه تنها رسالهء مضبوط در دفاع از اصول مشروطيت است ، « 3 » بارزترين نمونهء تلاش يك مجتهد بزرگ ، در ارزيابى تفكرات نوين است . اگر چه اين رساله نه نخستين و نه يگانه نوشته از اين نوع است ، اما امورى چند آن را از ديگر مكتوبات ممتاز مىسازد : 1 . پيش از اين ، يوسف خان مستشار الدوله ، « 4 » ملكم خان « 5 » و ميرزا آقاخان كرمانى « 6 » در ارائهء تفكرات جديد در قالبى نوين كوشيده بودند ؛ ليكن براى بسيارى از آنان به ويژه روشنفكران صدر اول ، كه قطعا ملكم از جمله آنها است ، دين تنها يك وسيله براى عرضهء مردم پسند عقايد خود بود . آنها خوب مىدانستند كه بايد هر چه به مردم مىدهند رنگ مذهب داشته باشد . « 7 » ملكم در اين باره مىنويسد : در اروپا بودم كه سياستهاى سياسى را خوب مطالعه كردم و با اصول مذاهب گوناگون دنياى نصرانى و همچنين تشكيلات سرّى فراماسونرى آشنا گرديدم . طرحى ريختم كه عقل و سياست مغرب را با خرد و ديانت به هم آميزم . چنين
--> ( 1 ) . همان ، ص 275 . ( 2 ) . حامد الگار ، دين و دولت در ايران ، ص 390 . براى اطلاع بيشتر از نقش و اهميت علما در اين مبارزه ، ر . ك : عبد الهادى حائرى ، تشيع و مشروطيت در ايران ، ص 108 - 136 ؛ و نيز حامد الگار ، سلسلهء پهلوى و نيروهاى مذهبى به روايت تاريخ كمبريج ، ص 268 . ( 3 ) . حميد عنايت ، انديشهء سياسى در اسلام ، ص 287 . ( 4 ) . محمد مددپور ، تجدد و دين زدايى در فرهنگ و هنر منور الفكرى از آغاز پيدايى تا پايان عصر قاجار ، ص 98 . ( 5 ) . حامد الگار ، دين و دولت در ايران ، ص 265 ؛ رسول جعفريان ، ذهنيت غربى در تاريخ معاصر ما ، ص 54 . ( 6 ) . رسول جعفريان ، ذهنيت غربى در تاريخ معاصر ما ، ص 59 - 61 . ( 7 ) . همان ص 104 ؛ عبد الهادى حائرى ، تشيع و مشروطيت در ايران ، ص 333 .